اردوغان: اسرائیل یک دولت تروریست است

خبرگزاری ایسنا: رییس‌جمهوری ترکیه از رژیم صهیونیستی به عنوان دولتی تروریست یاد کرد که کودکان را به قتل می‌رساند.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه در روزهای گذشته انتقادات بسیاری را علیه تصمیم دونالد ترامپ در خصوص به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی مطرح کرده است.

اردوغان در آخرین اظهارات خود گفت: فلسطین یک قربانی بی‌گناه و  اسرائیل یک دولت تروریست است؛ بله، تروریست!

وی با تأکید بر این که از تمامی ابزارهای ممکن برای مبارزه با رژیم صهیونیستی استفاده خواهد کرد، تصریح کرد: ما بیت‌المقدس را به دولتی که کودکان را می‌کشد، نخواهیم سپرد.

رییس‌جمهوری ترکیه این اظهارات را در حالی مطرح کرد که تصویر یک نوجوان ۱۴ ساله فلسطینی را در دست داشت.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری آناتولی، رجب طیب اردوغان پیش‌تر در پیامی به مناسبت روز حقوق بشر اعلام کرد: ما به ایستادن در کنار مردم ستم‌دیده و قربانی از فلسطین گرفته تا سوریه، از آسیا تا آفریقا ادامه خواهیم داد.

رییس‌جمهوری ترکیه پیش‌تر گفته بود، تصمیم دولت آمریکا در به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل ناقض قوانین بین المللی و حقایق منطقه‌ای است.

سن زباله گردی به ۴ سال رسید

خبرگزاری ایسنا: یک فعال اجتماعی و عضو جمعیت امام علی(ع) نحوه کارکشیدن از کودکان در گاراژهای تفکیک زباله تهران و کرج را نوعی برده‌داری نوین دانست و اعلام کرد: در کنار جامعه‌ای که نسبت به کودکان کار و زباله گرد بی تفاوت شده است، شهرداری، بهزیستی، وزارت کار و وزارت بهداشت این کودکان را به یکدیگر پاس می‌دهند.

الهه الله‌کریمی در همایش «زباله‌گردی حق کودکان نیست» که امروز( یکشنبه ۱۹ آذر ) ـ به یاد «احد» و «صمد» دو کودک زباله‌گردی که سال گذشته در آتش‌سوزی یکی از گاراژهای جمع‌آوری زباله جان خود را از دست دادند ـ در دانشگاه خوارزمی برگزار شد، گفت: بحث کودکان زباله‌گرد را از آبان سال ۹۵ پیگیری کردیم و با حضور در گاراژهای جمع‌آوری زباله، تعداد زیادی از این کودکان را مورد شناسایی قرار دادیم.

الله کریمی ادامه داد: «احد» و «صمد» که ۲۶ دی ماه ۹۵ در آتش‌سوزی یکی از گاراژها جان خود را از دست دادند نیز طی همین پیگیری‌ها شناسایی شده بودند.

وی در ادامه تاکید کرد: ما در این مدت آمارها و اطلاعاتی از وضعیت خانوادگی، ملیت، بهداشتی و اسکان این کودکان جمع‌آوری کردیم؛ جامعه آماری ما ۶۸۱ کودک در گاراژهای تهران و کرج است.

این عضو جمعیت امام علی با اشاره به ملیت کودکان زباله گردی که در این پیگیری‌ها شناسایی شده‌اند گفت: ۸۵٫۱ درصد از این کودکان افغان، ۱٫۷ درصد پاکستانی و ۱۳٫۲ درصد از آنان ایرانی هستند.

وی ادامه داد: میانگین سنی کودکان زباله‌گرد ۱۲ سال است و در میان آنان حتی کودکان ۴ ساله نیز حضور دارند.

۸۰ درصد کودکان زباله‌گرد بیسوادند

الله کریمی درمورد وضعیت تحصیلی این کودکان نیز گفت: فقط ۲۰ درصد از آنان سواد دارند و بسیاری از آنان ترک تحصیل کرده و آرزوی تحصیل دارند.

این فعال اجتماعی به وضعیت اسفناک اسکان این کودکان در گاراژهای جمع‌آوری زباله اشاره و اعلام کرد: آلونک‌هایی از زباله و در میان کوهی از پسماند به محل زندگی این کودکان تبدیل شده که بسیاری از آنها فاقد دستشویی و حمام است؛ از ۶۰ گاراژی که ما در آن حضور یافتیم فقط سه گاراژ دستشویی و حمام داشت.

وی با بیان اینکه محل زندگی این کودکان فاجعه است گفت: این وضعیت باعث شیوع بیماری‌های مختلفی در میان آنان شده است؛ حتی ما در بازدیدهای میدانی کودکی را دیدیم که دو انگشت او توسط موش خورده شده بود.

این فعال اجتماعی درمورد مسببان این وضعیت گفت: همه گاراژها کارفرمایانی دارد که تحت نظارت شهرداری کار می‌کنند؛ در حالی که طبق قانون کار، به کار گرفتن کودکان در مشاغل سخت همچون زباله گردی غیرقانونی است اما شهرداری این خلاف را مرتکب می‌شود و کارفرما برای پرداخت حقوق کمتر و کسب سود بیشتر این بچه‌ها را به کار می‌گیرد.

وی ادامه داد: تمام گاراژهایی که در کرج وجود دارد و اقدام به استفاده از بچه‌ها در جمع‌آوری زباله می‌کنند زیر نظر شهرداری است اما شهرداری آن را منکر می‌شود.

الله کریمی افزود: گاراژهایی هم بود که کارفرما به کودکانی که در آنجا کار می‌کردند تعرض می‌کرد.

برخی کودکان روزی ۲۰ ساعت زباله‌گردی می‌کنند/ این برده‌داری نوین است

وی با بیان اینکه سیستم شهری به دنبال راه حلی برای این موضوع نیست گفت: جامعه هم نسبت به این کودکان بی تفاوت شده و به سادگی از کنار این بچه‌ها می‌گذرد.

این عضو جمعیت امام علی با بیان اینکه طبق تحقیقاتی که انجام دادیم این کودکان در روز ۱۰٫۵ ساعت کار می‌کنند اعلام کرد: کودکانی بودند که ۲۰ ساعت در روز نیز مشغول کار بودند؛ این یک نوع برده‌داری نوین است.

وی با طرح این سوال که چه کسی برای رسیدگی به این وضعیت مسئولیت دارد؟ اظهار کرد: شهرداری، وزارت بهداشت، وزارت کار و بهزیستی بچه‌های زباله‌گرد را بین خود پاس می‌دهند.

الله کریمی در پایان با بیان اینکه رویای «احد» و «صمد» این بود که روزی بتوانند به مدرسه بروند اما به جای آن در آتش سوختند، اعلام کرد: در هیچ جای دنیا تفکیک زباله توسط انسان انجام نمی‌شود اما این کار در ایران توسط کودکان انجام می‌شود و مقصر اصلی آن نیز شهرداری و وزارت کار هستند.

پزشکیان: فکر می‌کنند با قلدری می‌توان مردم را جذب کرد

خبرگزاری ایسنا: نایب
رییس مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که کسی از ما انتظار شنیدن شعار
ندارد، گفت: فتنه جایی بود که وعده‌ها و شعارهایی که در انقلاب می‌گفتیم و
به مردم تاکید می‌کردیم که فراهم می‌شود کم کم رو به فراموشی گذاشته شد. چه
بخواهیم چه نخواهیم شما روزی خواهید آمد و مملکت را اداره خواهید کرد. آیا
شما همان گونه که امروز می‌گویید به حرفهایتان پایدار می مانید؟

 مسعود پزشکیان در مراسم گرامیداشت روز دانشجو که در دانشگاه
امیرکبیر و به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پلی تکنیک برگزار شد،
افزود: مملکت را درست کردن کار ساده ای نیست، اینکه بیرون گود بشینیم و
بگوییم لنگش کن ساده است، اما هنر این است که در گود باشی و جا نزنی. ما در
رشته پزشکی که رشته ماست دعوا سر پول است و این وحشتناک است.

پزشکیان
تاکید کرد: زمان به سرعت می‌گذرد و ما به سرعت کنار می‌رویم و شما جای ما
را می‌گیرید. من به عنوان آدمی که از پنجره علم و دانشگاه به موضوعات نگاه
می کنیم می گویم که هیچ مشکلی نیست که از نظر علمی حل نشود، پس چرا
نتوانستیم مشکلات را حل کنیم؟ چون بلد نبودیم. آن آقای بیسوادی که می‌رود
پشت تریبون و اصلا نمی‌داند که چه باید بگوید و چگونه، فقط حرف می‌زند و
فکر می‌کند اگر با قلدری رفتار کند می‌تواند مردم را هم جذب کند.

نماینده
مردم تبریز در مجلس گفت: من زمانی که از دولت اصلاحات بیرون آمدم و به
تبریز بازگشتم هیچ کس طالب همکاری من با خودش نبود، هرچه می‌گفتم می توانم
کمکی کنم می گفتند تو را نمی‌خواهیم، از استاندار و فرماندار تا مسئولان
دیگر و همین شد که من رفتم به تهران و به طبابت مشغول شدم.

پزشکیان
در پایان گفت: ما امروز دعواهای الکی داریم و بیهوده به پای هم می‌پیچیم.
امروز سخن گفتن از اینکه آمریکا عامل مشکلات ماست دیگر جایگاهی ندارد؛ ما
باید بکوشیم که در جهت حل مشکلات گام برداریم.

کشف ۹ میلیون تراول تقلبی از لباس ۲ معتاد!

خبرگزاری مهر: رئیس کلانتری ۱٢٢ دربند از دستگیری دو نفر جاعل اسکناس‌های تقلبی و کشف حدود ۹ میلیون تومان وجه نقد در محدوده خیابان نخجوان خبر داد.

 سرهنگ “محمدباقر قدم زاده”، با بیان این مطلب گفت: شب گذشته حوالی ساعت ٢۴ عوامل گشت کلانتری حین گشت زنی به دو نفر که به صورت پیاده داخل خیابان در حال تردد بودند مظنون شدند که در بازرسی بدنی از آنان مقداری اسکناس جعلی کشف شد.

وی افزود: این افراد در برخورد اولیه با مامورین منکر هرگونه همراه داشتن شئ مشکوک شدند در حالی که تراول های تقلبی را داخل لباسهای خود جا سازی کرده بودند که با تیزهوشی ماموان پولهای تقلبی کشف و ضبط شد.

رئیس کلانتری ۱٢٢ دربند بیان داشت: این متهمان که قصد تهیه مواد مخدر با اسکناس های تقلبی داشتند قبل از هرگونه اقدام دستگیر شدند.

سرهنگ قدم زاده گفت: متهمان در حال حاضر تحت قرار صادره از دادسرا جهت ادامه تحقیقات تحویل پلیس آگاهی شمیرانات شدند.

آیا بیت‌ کوین حباب دارد؟

روزنامه دنیای اقتصاد با اشاره به اینکه ارز دیجیتالی قله ۱۷ هزار دلاری را فتح کرد، نوشت: فرضیه «حباب بیت‌کوین» نخستین بار پس از رشد ۸۴۰۰ درصدی سال ۲۰۱۳ میلادی مطرح شده بود.

در ادامه این گزارش می خوانیم: پس از این رشد چشمگیر، سکون قیمتی تا ابتدای سال ۲۰۱۷، سازندگان این فرضیه را ساکت کرد؛ اما ۱۷ برابر شدن ارزش هر بیت‌کوین در ۱۱ ماه ابتدایی سال‌جاری میلادی، این فرضیه را به صدر اخبار بازار جهانی بازگرداند. با توجه به ذات کمتر شناخته‌شده بیت‌کوین، عدم‌امکان مداخله انسانی در تنظیم بازار آن و فقدان دلایل کافی برای تحلیل روند منطقی قیمت‌ها، فرضیه حباب بیت‌کوین اثبات‌ناپذیر به‌نظر می‌رسد.

وجود «حباب بیت‌کوین» در روزهای درخشش این ارز دیجیتالی، بیش از پیش مورد توجه بازارها، اقتصاددانان و سرمایه‌گذاران قرار گرفته است. سازندگان فرضیه حباب بیت‌کوین، از نزدیکی زمان درهم شکستن بازار این پدیده پولی جوان خبر می‌دهند. آنها توقف روند وسوسه‌انگیز رشد قیمت بیت‌کوین را مصادف با هجوم سرمایه‌گذاران برای فروش پیش‌بینی می‌کنند.در این حالت، قیمت بیت‌کوین به شدت افت خواهد کرد؛ اما روند تاریخی قیمت این ارز دیجیتالی از اثبات‌ناپذیری وجود حباب حکایت دارد. ارزش هر بیت‌کوین در سال ۲۰۱۳، حدود ۸۴ برابر شده بود تا اولین ادعای حباب در این سال مطرح شود. در حالی که منتقدان، در انتظار ترکیدن حباب بیت‌کوین بودند، این ارز دیجیتالی، در سال ۲۰۱۷ نیز رشد چشمگیری از خود نشان داد و قیمت هر بیت‌کوین از ابتدای سال‌جاری تا روز گذشته، ۱۷ برابر شد. حبابی که فرضیه‌سازان در سال ۲۰۱۳ تخمین زده بودند به مراتب بزرگ‌تر از حباب امسال بود تا هشدار آنان چندان بر روند بازارها اثرگذاری نکند. طبیعت ناشناخته بیت‌کوین، عدم امکان مداخله انسانی در الگوریتم شبکه و فقدان شواهدی که توان تحلیل روند صحیح قیمتی را فراهم می‌کنند نیز فرضیه حباب بیت‌کوین را به چالش می‌کشند.

 

آیا بیت‌ کوین حباب دارد؟ 

** بیت‌کوین در یک نگاه!

شبکه دیجیتالی بیت‌کوین از سال ۲۰۰۹ میلادی توسط شخص یا اشخاص ناشناسی با نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو» راه‌اندازی شد و در دسترس عموم قرار گرفت. قیمت هر بیت‌کوین در ماه‌های ابتدایی کسر نامشخصی حدود یک‌ده هزارم دلار آمریکا تخمین زده شده و مقدار مشخص آن تا سال ۲۰۱۰ میلادی مبهم بود. اولین نشانه مستدل از قیمت قطعی بیت‌کوین به ماه جولای سال ۲۰۱۰ بازمی‌گردد. در اولین تراکنش با قیمت ثبت‌شده، ۱۰ هزار بیت‌کوین برای خرید دو عدد پیتزا صرف شد. هر بیت‌کوین در این مبادله حدود ۴۱ده‌ هزارم دلار ارزش داشت که در مقایسه با قیمت صبح روز گذشته، مبلغ ناچیزی محسوب می‌شود. قیمت هر بیت‌کوین روز جمعه به بیش از ۱۷ هزار و ۱۷۰ دلار رسید که رکورد جدیدی در تاریخ این پدیده دیجیتالی به حساب می‌آید. در واقع بیت‌کوین‌هایی که سال ۲۰۱۰ برای خرید دو پیتزا خرج شده بودند، روز جمعه بیش از ۱۷۰‌میلیون دلار ارزش داشتند.

 

پس از «روز پیتزایی»، تراکنش‌های بیت‌کوینی با موج حمایتی جدیدی روبه‌رو شدند و روند افزایشی ارزش این ارز رمزنهاد تا سال ۲۰۱۳ با شیب ملایمی ادامه یافت. اولین جبهه‌گیری اقتصاددانان نسبت به تقویت روز‌افزون قیمت ارز ساتوشی، با افزایش ۸۴۰۰ درصدی ارزش هر بیت‌کوین از ابتدای ماه ژانویه سال ۲۰۱۳ تا پایان نوامبر همین سال، شکل گرفت. این کارشناسان اقتصادی، از بروز حباب قیمتی در بازار ارز دیجیتالی اظهار نگرانی می‌کردند و به‌طور مداوم، نزدیکی زمان سقوط بیت‌کوین را به سرمایه‌گذاران وعده می‌دادند. هرچند، ماه پایانی سال ۲۰۱۳ با افت شدید ارزش پول دیجیتالی همراه بود؛ اما میانگین قیمت بیت‌کوین تا پایان سال ۲۰۱۶ بالای خط ۵۰۰ دلاری باقی‌ماند. پس از کریسمس سال‌جاری میلادی، بیت‌کوین وارد مرحله جدیدی از تغییرات قیمتی شد که بازهم معمای حباب قیمتی را بر سر زبان منتقدان ارزهای دیجیتالی انداخت.

** سال ۱۷۰۰ درصدی ارز دیجیتالی!

سال ۲۰۱۷ میلادی برای بیت‌کوین به سال پرحاشیه و در عین حال خوش‌یمنی تبدیل شد. با اینکه ارز رمزنهاد سال جدید خود را با قیمت ۹۶۶‌دلاری آغاز کرد.اما گذشت ۱۱ ماه از ثبت این قیمت، نشان داد که بازار ارزهای دیجیتالی در حال به چالش کشیدن نظام پولی سنتی است. ارزش یک بیت‌کوین از ابتدای سال ۲۰۱۷ تا روز ۸ دسامبر (جمعه)، بیش از ۱۷ برابر شد. به عبارتی بیت‌کوین روز جمعه به قله ۱۷ هزار دلاری صعود کرد. تقویت بی‌وقفه قیمت این پدیده دیجیتالی در سال‌جاری، به دو مولفه کلی مربوط می‌‌شود. اولین مولفه، افزایش پذیرش عمومی این پدیده نوظهور به‌عنوان یک روش تبادل مالی و سرمایه‌گذاری است. شرکت‌های بسیاری در ۱۱ ماه اخیر مبادلات مالی بر پایه ارزهای دیجیتالی به خصوص بیت‌کوین را رسما پذیرفته‌اند. آغاز امکان معامله آتی بیت‌کوین در شرکت‌های بزرگی مانند بورس کالای شیکاگو و کارگروه CBOE، تنها بخشی از پذیرش روبه گسترش ارزهای دیجیتالی است.

 

دستگاه‌های خودپردازی که قابلیت تبدیل بیت‌کوین به ارز‌های رایج دنیا را دارند در بیش از ۱۵ هزار شعبه فعالیت می‌کنند. مولفه دومی که در حال حمایت از پول‌های رمزنهاد است، افزایش میل عمومی به اجتناب از درگیری با عوامل سیاسی و ژئوپلیتیک است. به‌عنوان مثال، افزایش بحران در زیمبابوه، ونزوئلا و برخی دیگر از کشورهای آفریقایی، ارزش پول ملی و امنیت مالی شهروندان این کشورها را به خطر انداخت و به‌دنبال آن، سرمایه‌گذاری این افراد در بازار ارز‌هایی دیجیتالی به‌خصوص بیت‌کوین به‌شدت افزایش یافت. عوامل دیگری مانند افزایش تعداد ارزهای رمزنهاد و ارتقای مکانیزم شبکه بلاک‌چین نیز بر روند تقویتی بیت‌کوین بی‌تاثیر نبوده‌اند؛ اما از طرف دیگر، روز به روز بر تعداد منتقدان ارزهای دیجیتالی افزوده می‌شود و پایه مشترک تمام انتقاد‌ها همان حباب قیمتی است که در سال ۲۰۱۳ نیز مورد تاکید واقع شده بود.

** حباب بیت‌کوین واقعی است؟

حباب قیمتی زمانی رخ می‌دهد که ارزش یک کالا با اختلاف مشهود نسبت به قوه ذاتی آن در بازار معامله شود. برای مثال، حباب قیمتی سهام نزدک در اوایل قرن بیستم، به‌دلیل افزایش افراطی تقاضا و اعتماد بی‌پشتوانه به ارزش ذاتی این سهام رخ داد. صعود ارزش سهام نزدک پس از ماه‌ها، با بن‌بست مواجه شد؛ چراکه بازار بالاخره با ارزش ذاتی نزدک روبه‌رو شد. پیش‌بینی حباب قیمتی تنها در صورتی ممکن است که عامل یا عوامل ارزش‌آفرین برای یک کالا، قابل مقایسه یا بررسی دقیق باشند. به عبارتی حباب تنها زمانی اثبات می‌شود که ترکیده باشد. کارشناسانی که به وجود حباب در بازار بیت‌کوین اصرار می‌ورزند، دلیل عمده این فرضیه را افزایش بی‌رویه تقاضای خرید می‌دانند.

 

آنها معتقدند زمانی‌که تب تقاضا‌طلبانه بیت‌کوین به‌دنبال پایان رشد فراطبیعی قیمت فروکش کند، هجوم تقاضای فروش، بازار بیت‌کوین را درهم خواهد شکست. روند تاریخی بروز و اتمام حباب‌های اقتصادی معروف مانند ماجرای «دریای جنوب»، از سوی این گروه مخالف، به‌عنوان تضمین فرضیه‌شان در نظر گرفته می‌شود؛ با این حال، طبیعت ناشناخته مکانیزم ارز‌های دیجیتالی، عدم امکان مداخله نهادی و انسانی در الگوریتم شبکه، فقدان شواهد و دلایلی که توان تحلیل روند صحیح قیمت را فراهم می‌کنند، از جمله دلایلی هستند که حباب قیمتی بیت‌کوین را با تردید مواجه می‌کنند.

حریری چرا رفت، چرا بازگشت و چرا ماند؟

علیرضا رضاخواه در پایگاه خبری رصدنیوز نوشت: می خواهد نخست وزیر باقی بماند…ولی اما و اگرهایی را هم مطرح می کند.هنوز هم انگشت اتهامش به سوی حزب ا… و سلاح مقاومت است. از سوی دیگر خیلی هم تمایل ندارد درباره آن چه به او در ریاض گذشته صحبت کند، می گوید تجربه ریاض را پیش خودم نگاه می دارم. این حال و هوای این روزهای سعد حریری نخست وزیر لبنان است.

 

با همه این ها برخی منابع داخلی لبنان از قول یک مسئول عالی‌رتبه در حزب ا… تایید کرده‌اند که به تازگی پیامی از سید حسن نصرا… به سعد حریری منتقل شده که نصرا… در این پیام تأکید کرده است که از سعد حریری چه ظالم باشد و چه مظلوم حمایت می‌کنیم.حدود یک ماه پیش بود که شبکه سعودی العربیه در خبری فوری از استعفای سعد حریری نخست وزیر لبنان خبر داد و لحظاتی بعد او در صفحه تلویزیون ظاهر شد و با ایراد اتهاماتی علیه ایران و حزب‌ا… تلاش کرد دلایل استعفای خود را “دخالت‌های ایران” وانمود کند. حریری در این سخنان گفت: «فضا در لبنان شبیه فضای حاکم بر کشور قبل از ترور رفیق حریری، نخست وزیر فقید لبنان است و این که احساس می‌کند عده‌ای برای قتل او نقشه می‌کشند.»

 

با این حال صحبت های حریری برای هیچ کس حتی خودش هم قابل باور نبود. از این رو بعد از سه هفته فشار افکار عمومی و محیط بین المللی و با وساطت پاریس حریری آزاد شد و به بیروت بازگشت. با این که ظاهرا بحران حضور یا حبس حریری در ریاض پایان یافته و نخست وزیر لبنان به کشورش بازگشته است اما هنوز کسی به طور قطع نمی داند، در این سه هفته در عربستان به حریری چه گذشته یا چه سناریوهایی پشت پرده این عروسک گردانی ریاض است.

 

تحلیل گران تاکنون گمانه ها و تحلیل های مختلفی را مطرح کرده اند، که در یک نگاه کلی با توجه به سطح تحلیل های مطرح شده می توان آن ها را به دو دسته کلی  تحلیل های بر آمده از چالش های درونی عرصه سیاسی عربستان (سطح خرد)و تحلیل های بر آمده از چالش های منطقه ای در غرب آسیا(سطح کلان) طبقه بندی کرد.تحلیل های سیاسی که به موضوع  اختلافات درونی دربار سعودی و بازی تاج و تخت شاهزاده های عربستان پرداخته اند با توجه به این واقعیت که حریری شهروند عربستان سعودی است و رابطه نزدیکی با شاهزاده های قدرتمند دربار دارد، سه گمانه زنی مختلف را مطرح کرده اندکه هر کدام از این گمانه ها نیز سناریو هایی دارد.

قربانی کودتای پیش دستانه

گمانه اول دستگیری سعد حریری را در کنار دیگر شاهزاده های سعودی نوعی کودتای پیش دستانه از سوی محمد بن سلمان می داند. در این باره می توان به گزارش اخیر روزنامه فرانسوی «مدیا پارت» اشاره کرد. این روزنامه با بررسی روابط سعد حریری با بخشی از شاهزادگان سعودی موسوم به” حلقه عبدا…” می نویسد:”محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان با  کمپین بازداشت‌های موسوم به “مبارزه با فساد” ، امیدوار است اموالی به ارزش صدها میلیارد دلار را بازگرداند. این ها اموالی است که شخصیت‌های با نفوذ سعودی که تحت عنوان “حلقه ملک عبدا…”(پادشاه پیشین عربستان) شناخته می شوند، در اختیار داشته اند.

 

این حلقه چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ اقتصادی رقیبی جدی برای محمد بن سلمان ولیعهد جوان و آینده وی محسوب می شود. به ویژه این که متعب بن عبدا… فرزند ارشد پادشاه پیشین که ریاست گارد سلطنتی را برعهده داشت نیز عضوی از این حلقه محسوب می شد. “سعد حریری نیز از طریق شرکت اصلی سرمایه گذاری خانوادگی خود یعنی شرکت ساختمانی “سعودی أوجیه” با حلقه عبدا… در ارتباط بوده است.

 

ظاهرا حلقه عبدا… به دنبال کودتا علیه بن سلمان بوده اند که بن سلمان متوجه می شود و در یک اقدام پیش دستانه آن ها را دستگیر می کند. با این حال فشارهای بین المللی باعث می شود، حریری آزاد شود اما اموال خانوادگی وی که مهم ترین مولفه قدرتش است در ریاض تحت کنترل بن سلمان قرار می گیرد.

 

بر اساس این سناریو حریری باید وفاداری اش را به سلمان نشان دهد تا بتواند به اموال خانوادگی خود دست یابد.در این میان؛ اسرائیل شامیر ،نویسنده و روزنامه نگارروس تبار یهودی، داستان مهیج‌تری ازبازداشت شاهزاده های سعودی را در صفحه فیس‌بوک خودش گزارش داده و نوشته بود:تمام افرادی که بازداشت شده‌اند، کسانی بوده‌اند که به‌دنبال سازش با ایران و در تلاش برای ایجاد صلحی فراگیر در خاورمیانه بوده‌اند و رابط این افراد با حکومت ایران نیز، شخص سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان بوده است.

حریری در دام طمع بن سلمان

سناریوی دوم که با گمانه اول همپوشانی فراوانی دارد، اصلی ترین دلیل اقدام اخیر سعودی در دستگیری حریری و دیگر افراد متمول عربستان را چشمداشت بن سلمان به اموال بسیار زیاد این افراد دانسته است. روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی در این زمینه می نویسد مقامات سعودی امیدوارند بتوانند ۸۰۰ میلیارد دلار سرمایه افراد دستگیر شده را تصرف کنند. موضوعی که می تواند هم باعث افزایش قدرت ولیعهد و خاندان سلمان شده و هم به تضعیف رقبای اصلی سیاسی بینجامد.

 

علاوه بر این ها این سیاست می تواند همه دلارهایی را که ماجراجویی های بن سلمان در یمن، عراق و سوریه به هدر داده جبران کرده و کمکی جدی به اقتصاد ریاض باشد. بر اساس این گزارش، مقام های سعودی تا کنون بیش از ۲۰۰۰ حساب بانکی دستگیر شدگان را بسته اند. همچنین به شاهزاده های بازداشتی توصیه کرده اند که در صورت پرداخت پول می توانند آزادی خود را بخرند. بر اساس این سناریو، حریری به عنوان یک میلیاردر سعودی در دام سلمان افتاده و احتمالا اولین کسی است که بر سر آزادی خود معامله انجام داده است.

 

با این حال در تمام این دست سناریوها سعد حریری تنها به عنوان قربانی جاه طلبی های بن سلمان دیده می شود و بازی گردان اصلی ظاهرا ریاض است. همچنین طبق این سناریوها هدف ریاض بیش از آن که مداخله در امور لبنان باشد نوعی تثبیت آینده سیاسی ولیعهد عربستان است.دسته دوم تحلیل ها که نگاهی کلان تر از کشمکش های داخلی عربستان به این موضوع دارند، ریشه بحران اخیر را در شرایط جدید منطقه ای می بینند. در این چار چوب سه سناریو قابل طرح است.

بن سلمان و نسل جدیدی از حکمران های عربی

سناریوی اول  در این گمانه  را می توان کادر سازی بن سلمان برای آینده دانست. آژانس خبری رویترز چندی پیش  در گزارشی اختصاصی به پشت پرده ماجرای استعفای سعد حریری نخست وزیر لبنان و آینده نا معلوم وی پرداخته و نوشته است ماجرا پیچیده تر از یک پرونده مبارزه با فساد است. بر اساس این گزارش حبس حریری در لبنان به صورت مستقیم با برنامه پادشاهی بن سلمان مرتبط است. بن سلمان این روزها دارد برای دوران پادشاهی اش نقشه می کشد. او می داند که بسیاری از رقبای داخلی اش پیوندهای محکمی با سران کشورهای عربی دوست ریاض دارند، امری که می تواند آینده سیاسی او را با بحران مواجه کند.

 

از این رو او این روزها به بهانه مبارزه با فساد، دارد برای فردای خود در خاورمیانه مهره چینی می کند. او به دنبال روی کار آوردن طبقه ای جدید از حکمران های سیاسی در کشورهای عربی است که تحت نفوذ خودش باشند. افرادی مانند محمد بن زاید آل نهیان ولیعهد امارات که رفیق گرمابه و گلستان ولیعهد سعودی است. بن سلمان چنین نقشه ای را هم برای قطری ها در سر دارد و هم برای بحرینی ها. در لبنان هم او ظاهرا وفاداری بیشتری را در “بها الحریری”، برادر نخست وزیر مستعفی لبنان می بیند. بر اساس این سناریو حریری باید به تدریج زمینه را برای واگذاری قدرتش به عنوان اهرم نفوذ اصلی عربستان در بیروت به برادرش آماده کند.

تداوم بحران منطقه ای در عصر پسا داعش

سناریوی بعدی به این واقعیت اشاره دارد که پایان خلافت سیاه داعش در منطقه و دست بالای مقاومت، موقعیت عربستان سعودی و همچنین اسرائیل در منطقه در خطر قرار گرفته است. از این رو نیاز اصلی ائتلاف عربی صهیونیستی در غرب آسیا  ایجاد یک فتنه جدید برای مهار و مدیریت تروریست های منطقه ای است. امری که مورد حمایت غرب نیز است. شکست گروه های تروریستی تکفیری مورد حمایت عربستان و غرب در سوریه و عراق و احتمال بازگشت این نیروها به خانه هایشان در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اروپا را دو چندان کرده است، امری که می تواند بحران امنیتی عمیقی را در این کشورها دامن بزند.

 

علاوه بر این استقرار مقاومت در سوریه و به ویژه در نزدیکی مرزهای اسرائیل می تواند آینده امنیتی این کشور را به خطر بیندازد. از همین رو تداوم آشوب می تواند بهترین گزینه برای تامین منافع محور عربی- عبری- غربی باشد. برای این منظور بهترین موقعیت ایجاد بحران در لبنان است. استعفا و اتهامات واهی حریری در ریاض علیه نیروهای مقاومت را می توان در این چارچوب تفسیر کرد. بر اساس این سناریو حریری با یک ماموریت مشخص به لبنان بازگشته است.

امنیتی سازی از چهره ایران و جریان مقاومت

سناریوی سوم تلاش برای امنیتی سازی چهره ایران و مقاومت در عصر پسا داعش برای ممانعت از بهره برداری جریان مقاومت از پیروزی های منطقه ای خود است. بر اساس این سناریو، ریاض تلاش می کند تا تمام مهره های خود در منطقه را فعال ساخته و مانع از افزایش نفوذ ایران شود. گزینه ها برای این کار عبارتند از:*امنیتی سازی پرونده توان دفاعی ایران و مقاومت و تلاش برای بازگرداندن تحریم های ضد ایرانی به کمک اسرائیل، *کشیدن پای اروپایی ها به منطقه با تاکید بر تهدید مقاومت (نمونه چنین اقدامی را می توان در لفاظی های فرانسوی ها در رابطه با حزب ا… و الحشد الشعبی دید)،*ولخرجی در حوزه خرید سلاح برای حفظ همپیمانی با غرب(نمونه آن را می توان در قراردادهای اخیر تسلیحاتی امارات و بحرین دید)،*موافقت با تغییر پایتخت اسرائیل به بیت المقدس به عنوان رشوه به اسرائیل برای کسب همراهی تل آویو،* تلاش برای دست یابی به تکنولوژی هسته‌ای با کمک آمریکا (امری که چندین سال به دلیل تامین نشدن شرایط امنیتی لازم از سوی عربستان متوقف شده بود )*نا امن سازی کشورهایی مانند عراق و لبنان با دو هدف درگیر ساختن نیروهای مقاومت و متهم سازی ایران.در پرتو چنین سناریویی سعد حریری باید نقشی ویژه بازی کند.

 

او باید تلاش کند تا با طرح دوباره سلاح مقاومت در لبنان یا مقاومت را خلع سلاح سازد یا لبنان را به آشوب بکشد. شخص محمد بن سلمان و دولت عربستان سعودی، با درک این موضوع که «امنیت» مسئله‌ای است برساخته (constructed) و تنها منحصر به مسائل نظامی نیست و می‌توان موضوعات سیاسی چون حضور یک حزب سیاسی همچون حزب‌ا… را نیز امنیتی ساخت، سعی دارد به عنوان یک «بازیگر امنیتی‌ساز»، مسئله سیاسی مشارکت حزب‌ا… در دولت لبنان را برای منطقه امنیتی کند. عربستان سعودی به این نتیجه رسیده است که باید موضوع حضور بیش از سه دهه حزب‌ا… در لبنان را در ذهن سیاستمداران جهان عرب و اروپا به چالش تهدید وجودی علیه این کشورها تبدیل کند؛ چرا که مادامی که مسئله سیاسی مشارکت حزب ا… در دولت لبنان و همکاری‌های منطقه‌ای آن با ایران، در نظر جهان عرب و اروپا وجهه امنیتی به خود نگرفته باشد و آن ها آن را یک تهدید بالفعل علیه خود در نظر نگیرند، با آن مقابله نخواهند کرد.

روسیه و چین قیمت طلا را تعیین می‌کنند

وب سایت دیپلماسی ایرانی: یکی از قابل توجه ترین حوادث در تقویم بازار فلزات گرانبهای روسیه  کنفرانس سالانه «بازار شمش روسی» است. این کنفرانس شناخته شده در حال حاضر سال دهم خود را می گذارند و ۲۴ نوامبر در روسیه برگزار شد. سخنران افتتاحیه آن سرگی شوستوف، معاون ال رئیس بانک مرکزی روسیه بود.

او در سخنرانی خود حرف های مهمی را درباره پیشرفت مهم بانک مرکزی روسیه در مورد بازار جهانی طلا بیان کرد و درباره ادامه سیاست طولانی مدت ذخیره فیزیکی طلا که به نفع منافع اقتصادی و استراتژیک روسیه است. اولا، در سخنرانی شوستوف تایید شد که گروه بریکس شامل گروهی از کشورهاست که در حال حاضر روی سیستم تجاری مبتنی بر طلا بحث می کنند. گروه بریکس شامل کشورهای روسیه، چین، هند، آفریقای جنوبی و برزیل می شود.

چهار کشور از گروه بریکس یعنی چین، روسیه، آفریقای جنوبی و برزیل تولیدکنندگان عمده طلا هستند. علاوه براین، دو کشور نیز شامل روسیه و چین، بزرگ ترین وارد کننده و مصرف کننده طلای فیزیکی هستند. بنابراین آنچه که این کشورها را به هم نزدیک کرده این است که همه آنها بازیگران بزرگی در عرصه بازار طلا هستند. شوستوف اعلام کرد که به دنبال ایجاد سیستم تجارت طلای جدیدی هستند که از طریق ارتباطات دوجانبه بین کشورهای بریکس ممکن خواهد شد و اولین اقدام ایجاد تفاهمی میان بانک روسیه و چین است. اولین گام این پروژه در سال ۲۰۱۸ آغاز خواهد شد.

جالب توجه است که معاون اول رئیس بانک مرکزی روسیه درباره تجارت طلا با لندن و سویس در بازار طلا نیز صحبت کرده و می گوید که عملیات تجاری لندن و سوئیس کمتر و کمتر به جهان امروز مرتبط است. او همچنین بیان داشت که قیمت جدید طلا و شمش طلا با همکاری تجاری بریکس مشخص خواهد شد.

همچنین باید یادآوری کرد که اوایل ماه مارس امسال، بانک روسیه اولین نمایندگی خارجی خود را در پکن چین افتتاح کرد. در آن زمان، بانک روسیه این حرکت را گام دیگری به سمت همکاری بیشتر بین روسیه و چین اعلام کرد و این همکاری را در زمینه مسائل مالی، همکاری های استراتژیک بین بانک روسیه و بانک خلق چین متصور شد.

امنیت ملی و تامین مالی تروریسم

در کنفرانس مسکو، شوستوف همچنین توضیح داد که روسیه جمع آوری رسمی ذخیره طلا خود را ادامه داده از این طریق به هدف تقویت امنیت ملی روسیه کمک خواهد کرد. این صحبت ها جای شک و تردیدی باقی نمی گذارد که روسیه ذخیره طلا را به عنوان یک دارایی استراتژیک و ژئوپولیتیک می بیند معتقد است که این طلا منبع ثروت و قدرت پولی برای استقلال خارجی روسیه در بازارها و سیستم های مالی فراهم خواهد کرد. همه مقامات روسی با این سیاست جدید کاملا هماهنگ هستند. برای نمونه آنتون سیلونف، وزیر مالی روسیه در شبکه روسیه وان استدلال کرد که طلا راهی است برای اینکه بودجه روسیه تامین شده و تحریم ها علیه این کشور کارایی خود را از دست بدهند به این ترتیب قدرت خارجی روسیه افزایش پیدا خواهد کرد.

اما اینکه بانک روسیه چه مقدار از طلاهای خود را در خارج از کشور دارد قابل بحث است. چراکه به صورت رسمی دو سوم از طلاهای روسیه در داخل کشور و در مسکو ذخیره شده و یک سوم بای مانده در سن پترزبورگ نگهداری می شود. اما سیلونف روی این نکته تاکید دارد که بانک مرکزی روسیه یکی از بزرگ ترین ذخیره کنندگان طلا در جهان است.

۱۸۰۰ تنی که ادامه دارد

از سال ۲۰۰۰ تا اواسط ۲۰۰۷، بانک روسیه در حدود ۴۰۰تن طلا را به صورت رسمی ذخیره کرده بود اما در سه ماه اخر سال ۲۰۰۷، سیاست طلای بانکی تغییر کرد. در ابتدای سال ۲۰۱۱، طلای ذخیره شده روسیه به ۸۰۰ تن رسید و در انتهای سال ۲۰۱۴ این ذخیره به ۱۲۰۰تن رسید و در سال ۲۰۱۶ روسیه اعلام کرد که میزان ذخیره طلای این کشور به ۱۶۰۰تن رسیده است. اگرچه که در ظاهر مدیریت طلای روسیه برعهده بانک روسیه است اما بانک مرکزی این کشور توسط دولت فدرال اداره می شود و ذخیره طلا به فدراسیون روسیه تعلق دارد.

 

این ذخیره بر اساس استراتژی فدراسیون روسیه در ذخیره طلا از اواخر سال ۲۰۰۷ شکل گرفت. استراتژی ای که در پاسخ به بحران مالی جهانی اتخاذ شد. با توجه به آمار انتهای اکتبر ۲۰۱۷ بانک روسیه ۲۱,۸تن دیگر طلا به ذخیره خود اضافه کرده تا حجم کل طلای ذخیره شده این کشور به ۱۸۰۱ تن برسد. بر اساس اعلام بانک مرکزی این ذخیره تا انتهای سال افزایش پیدا کرده و ۱۸۶تن دیگر به آن افزوده خواهد شد. این عدد، هدف اضافه شدن سالانه ۲۰۰ تن طلا به ذخیره را محقق خواهد کرد. بانک مرکزی چین نیز به صورت رسمی اعلام کرده که ۱۸۴۲ تن طلا در ذخیره طلای ملی خود دارد.

تهدیدی برای بازار طلای لندن

سیستم جدید قیمت گذاری بانک روسیه که شوستوف آن را اعلام کرد شامل کشورهای بریکس و سیستم تجارت جدید است. با وجود کشورهای بریکس که تولید کننده یا مصرف کننده بزرگ طلا هستند به نظر سیستم تجارت طلا به مانند گذشته و سیستم فیزیکی تجارت طلا عمل خواهد کرد. بنابراین تعیین قیمت طلا بر اساس تجارت فیزیکی طلا خواهد بود که کاملا جدا از روش فعلی تعیین قیمت طلاست. درحالی که در بازار طلای لندن و نیویورک همه تجارت ها ۲۴ ساعته و به صورت مجازی انجام می شود.

نتیجه گیری

به نظر می رسد که به آرامی کشورهای عمده تولیدکننده طلا سعی دارند بر تعیین قیمت بین المللی طلا تسلط پیدا کنند و با ایجاد یک محیط تجارت فیزیکی طلا، محیط خسته کننده و با کارکرد اندک معاملات مجازی را کنار بگذارند. بورس طلای شانگهای که شعبه آن در آوریل ۲۰۱۶ آغاز به کار کرد در حال حاضر معاملات فیزیکی طلا را سروسامان می دهد درحالی که هنوز رتبه بندی نشده و نمی تواند در تعیین قیمت بین المللی طلا اثرگذار باشد اما زیرساخت های آن برای ایجاد تاثیر آماده است.

اهداف ترامپ از صدور دستور انتقال سفارت آمریکا

 محمد مهدی تولایی در رویداد ۲۴ نوشت: در روز های منتهی به یک سالگی دولت جدید آمریکا و استقرار ترامپ در جایگاه ریاست جمهوری، و در فاصله یک ماه پس از سالگرد یکصدسالگی صدور بیانیه شوم بالفور که از آن به عنوان «بیانیه تاسیس» رژیم صهیونیستی یاد می شود، وعده بیست ساله روسای جمهور آمریکا با فرمان ترامپ، شکل عملیاتی به خود گرفت و دستور انتقال سفارت دولت آمریکا به سرزمین اشغال شده قدس شریف صادر شد تا با این نقض فاحش قوانین و قراردادهای بین المللی، رویای پایتختی قدس که از آن با نام اورشلیم توسط صهیونیست ها یاد می شود، برای رژیم غاصب صهیونیستی شکل واقعیت به خود بگیرد.

هرچند تا زمان تحقق دستور اخیر، زمان زیادی لازم است و مقدمات فراوانی را می طلبد اما به نظر می رسد اتخاذ تصمیم مذکور توسط ترامپ در مقطع کنونی، اهداف مشخصی را دنبال می کند که قابل تامل است.

۱- به نظر می رسد دولتمردان آمریکایی با اتخاذ دستور انتقال سفارت به قدس شریف، در وهله اول خواسته اند در مسیر قدرت نمایی و بروز عینی توانایی های دولت آمریکا، گامی به پیش نهند. دولت ترامپ که دغدغه خویش را بازیابی قدرت و جایگاه ابرقدرتی آمریکا بیان کرده است در تلاش است به نحوی رفتار کند که شائبه تک قطبی بودن جهان بیش از پیش در اذهان همگان زنده شود و جهانیان به این نتیجه برسند که در «لحظه تک قطبی» فعلی، تصمیم نهایی در موضوعات جهانی، با آمریکا است. لذا مشاهده می شود که بار دیگر، «سلطه» در دیدگاه دولتمردان جدید آمریکا، جایگزین «مذاکره» و توافق شده است و در نتیجه، هر مجمعی که خروجی آن، توافق بر مذاکرات مشخصی است توسط ترامپ و یارانش، به الغا یا خروج تهدید می شود.

تصمیم جدید در مورد فلسطین نیز ناشی از تبختر نوین دولتمردان نوپای آمریکایی است که خواسته اند قدرت تصمیم و اراده خویش را به جهانیان نشان دهند و به آنان بقبولانند که آمریکا دارای آنچنان قدرت و توانمندی است که با وجود مخالفت دیگران، می تواند اراده خویش را اجرایی نماید؛ هرچند که با قوانین و قراردادهای بین المللی دارای تناقض باشد.

۲- یکی از محوری ترین بخش های سخنرانی های ترامپ در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶، اشاره به ناتوانی روسای جمهور گذشته در عمل به وعده های انتخاباتی، و تاکید بر توانمندی خویش برای عمل به وعده ها و بازسازی وجهه آمریکا در جهان بود. به همین دلیل رئیس جمهور آمریکا کوشید با عملی کردن وعده انتقال سفارت کشورش به قدس شریف، علاوه بر عمل به وعده انتخاباتی، حمایت یهودیان ثروتمند و دارای سرمایه های کلان را به اقتصاد داخلی آمریکا جلب نماید تا مسیر بازسازی اقتصادی و پیشرفت داخلی کشورش که از اولین شعارهای انتخاباتیش بود تسریع یابد.

۳- برخی تحلیل ها و کنفرانس های سالهای اخیر، به موضوعاتی اشاره داشته و از مصادیقی سخن به میان آوردند که محتوای آنها، حکایت از افول جایگاه رژیم صهیونیستی در ساختار سیاست خارجی آمریکا داشت؛ بدین نحو که جایگاه این رژیم از «متحد حیاتی» به «متحد استراتژیک» در ساختار تصمیم گیر سیاست خارجی آمریکا تنزل یافته است و برخلاف گذشته، جایگاه منحصر بفرد این رژیم برای ایالات متحده، از دست رفته است. اقدام بی مهابای اخیر ترامپ، این نظریه را که رژیم صهیونیستی در سیاست خارجی آمریکا، دچار افت رتبه شده است را به کناری نهاد و اثبات کرد که همچنان مسائل این رژیم غاصب، در اولویت مسائل خارجی آمریکا است.

۴- هدف دیگر ترامپ از اتخاذ دستور اخیر، ارائه تضمین عملی به مقامات رژیم صهیونیستی است تا واقعیت امروز جهان اسلام را دریابند و آگاهی یابند که در قبال اقدامات ظالمانه این رژیم، واکنش مابه ازائی توسط مسلمانان و حکام کشورهای اسلامی صورت نمی گیرد و از جهان اسلام، تنها نام و نشانی باقی مانده است که آن هم توان لازم برای اقدام ندارد. اقدام اخیر ترامپ به صهیونیست ها و حامیان آنان فهماند که افتراق امت اسلام و تشتت موجود در میان مسلمانان، اولویت اول جهان اسلام را از مسئله فلسطین به مسلمان کشی و برادر کشی تغییر داده است و کشورهای اسلامی، یکدیگر را جایگزین دشمن واحدی به نام اسرائیل کرده اند.

به همین دلیل، نه تنها کمترین اقدامی در مقابله با تحرکات رژیم صهیونیستی از جانب مسلمانان صورت نخواهد گرفت، بلکه پیمان های مودت و سازش برخی کشورهای اسلامی با دولت رژیم صهیونیستی نیز به تدریج رسانه ای خواهد شد تا تنزل مسئله فلسطین از اولویت اصلی، نمایان تر گردد.

اقدام اخیر آمریکا موجب شد مذاکرات سازش که قرار بود در دوره جدید، از سر گرفته شود به شکست بینجامد و دولت خودگردان نیز بار دیگر در بن بست سیاسی قرار گیرد، چراکه از سوئی در مواجهه با تجاوزی آشکار و اقدامی خلاف قانون قرار گرفته است و باید پاسخگوی ملت فلسطین باشد، و از سوئی دیگر، خود را وابسته به کمک های خارجی می بیند که بخش عمده ای از آن را دولت آمریکا تامین می کند و در نتیجه، توانایی مقابله با اقدام اخیر را در وجود خود نمی بیند.

آنچه فلسطینی ها از اقدام اخیر دولت آمریکا باید بدست آورند آن است که برای بازپس گیری سرزمین خود، هیچگاه نباید اصل گرانبهای «مقاومت» را فدای مذاکرات سازش کرد؛ چراکه روز به روز بر میزان سلطه گری حکام رژیم صهیونیستی و حامیانش افزوده خواهد شد.

ضرورت شکل‌گیری تئاتر موزیکال

خبرگزاری ایسنا: برنامه «چشم شب روشن» با اجرای محمد صالح علاء میزبان حسین پارسایی کارگردان تئاتر «الیور توئیست»، بردیا کیارس موسیقیدان و آهنگساز و هادی قضات خواننده آواز کلاسیک بود تا به همراه مهرداد رایانی مخصوص مجری بخش تئاتر درباره ضرورت‌های شکل‌گیری تئاتر موزیکال صحبت کنند.

 

از ضرورت شکل‌گیری تئاتر موزیکال تا حواشی قیمت بلیت 

در ابتدای این برنامه، حسین پارسایی در خصوص اینکه چرا دنبال ساخت تئاتر «الیور توئیست» رفته است و علت مسکوت ماندن این موضوع با وجود منتشر شدن خبرش طی دوسال اخیر، گفت: همکاران دیگرم در حال تولید این تئاتر در ورژن‌های مختلف بودند و به همین دلیل احساس کردم زمان مناسبی برای این شکل از اجرا با روایت موزیکال نیست. من نیز در آن زمان در تدارک یک سالن مناسب بودم و تالار وحدت محدودیت زمانی داشت و همه عوامل دست به دست هم داد تا پاییز این تئاتر را روی صحنه ببریم.

رایانی مخصوص نیز با بیان مقدمه‌ای در رابطه با تئاتر موزیکال توضیح داد: در حوزه هنرهای نمایشی یکی از اشکال اجرا به نام هنر اجرا یا پرفورمنس شروع شد و رشته‌های مختلفی پیدا کرد. قبل از آن در قرن ۱۷ و ۱۸ تقسیمات متعددی در حوزه تئاتر مطرح شد که اپرا نویسی، تئاتر موزیکال و بالماسکه از جمله آنها بود. یکی از گونه‌هایی که در حوزه هنرهای نمایشی قرار می‌گیرد، تئاتر موزیکال است. اگر امکان دارد در خصوص این تئاتر و نسبت‌های موسیقایی و ترکیبات مختلف هنری که در این شکل نمایشی وجود دارد، صحبت کنید.

پارسایی در این باره گفت: وقتی از تئاتر موزیکال صحبت می‌کنید، دو وجه برابر موسیقی و نمایش دارید و زمانی که قرار است یک روایت موسیقایی از یک مفهوم داشته باشید، باید به هماهنگی کامل در این حوزه برسید. این کار دشواری است که بسیار در آن آموختم. طبیعی است هر اثری متناسب با ایده اجرایی ظرفیتهای بخشهای موسیقی و نمایش را اشغال میکند و شاید امکان بیان مقیاس‌های دقیق در این رابطه وجود نداشته باشد. مهمترین موضوع این است که در این تئاتر موسیقی در خدمت یک مفهوم نمایشی است و از نظر دیداری موسیقی- به رهبری آقای کیارس و ارکستر بادی کارا- این روایت را همراهی میکند.

این کارگردان تئاتر افزود: برای اینکه روایت خود را به شکل آوازی داشته باشیم، موسیقی نیز به همان نسبت ظرفیتهای نمایشی دارد. این تئاتر کاری است که بین رهبر ارکستر و کارگردان شکل می‌گیرد و در بسیاری از مواقع پیش می‌آید به حدی روایت موسیقی کامل است که کارگردان مجبور می‌شود دیالوگ‌ها را حذف کند یا بخشی از میزانسن را تغییر دهد. برعکس این موضوع هم صادق است؛ یعنی گاهی موسیقی تحت تأثیر نمایش قرار می‌گیرد و خوشبختانه به قدری این تعامل بین ما وجود داشت که کوچکترین نگرانی درباره نرسیدن به این هدف نداشتیم. این هم صدایی و هم آوایی به دلیل تمرین‌های مستمر به وجود آمد و سه ماه پیش تولید و ۶ ماه تمرین داشتیم.

در ادامه این بحث، کیارس درباره تئاتر موزیکال تشریح کرد: در این حوزه کاری تئاتر موزیکال از قرن ۱۷ و ۱۸ موسیقی آوازی هم به فرمی رسید که شاهد آثار بزرگی از آهنگسازان دنیا هستیم. متأسفانه تعداد اجراهایی که در این نوع کار دیده میشود، کمتر است و شرایط بهتر می‌شود که اگر مردم با این نوع تئاتر موزیکال آشنا شوند، چون همه چیز به صورت زنده است و چیزی از قبل شکل نگرفته است.

این آهنگساز در خصوص تفاوت این نوع از اجرا با اپرا توضیح داد: اپرا و اپرت هر کدام ساختار خاصی دارند؛ اما زمانی که حرف از تئاتر موزیکال باشد، معنی مردمی‌تری پیدا میکند. معمولا قشر خاصی در خارج از کشور به اپرای واگنر می‌روند، اما الیور توئیست را خیلی از مردم می‌شناسند. از زمانی که این پروژه به من پیشنهاد شد، پذیرفتم چون در ایران خیلی کم انجام می شود. زمانی که آقای پارسایی در خصوص این تئاتر توضیح داد، ما چند ورژن از این تئاتر داشتیم و دسترسی به پارتیتور هم برایمان مشکل شده بود؛ چون چاپ شده این اثر در دنیا وجود نداشت و اگر بود، باید می‌خریدیم. ما توانستیم ورژنی را بخریم که تنظیم آن مربوط به ویلیام دیوید برون همراه سازهای آن بادی، پرکاشن، پیانو و گروه کر بود. حدود یک ماه بدون حضور بازیگران تمرین کردیم.

در ادامه هادی قضات در خصوص بخش آواز تئاتر الیور توئیست تشریح کرد: در بخش آوازی ما در کستینگ، کارگردان اصرار داشت که از بچه‌هایی که هنرهای حرکتی انجام می‌دهند، استفاده شود و بسیاری از آنها تکنیک‌های آوازی یاد گرفتند و خیلی‌ها برای بار اول می‌خواندند. تکنیک کاری ما به شیوه‌ای بود که می‌توانستم پیش بینی کنم استقبال خوبی از آن می‌شود. همزمان با این کار اشعار ترجمه شد و کلمات مناسب برای آواز را انتخاب کردیم.

او همچنین یادآور شد:درباره‌ی تئاتر موزیکال بعد از اپرا، جزو هنرهایی است که خیلی از آن استقبال می‌شود و دو نشانه که در آن نقش دارد شامل حرکات موزون و آواز می‌شود. آوازی که بازیگر باید به صورت زنده اجرا کند، به کمک رهبر ارکستر همراهی می شود. موسیقی که خواننده را همراهی می‌کند، نقش بزرگی در بازیگری هنرمند دارد. اولین موزیکال را در آمریکا داشتیم و تا حالا ادامه پیدا کرده و قطعات فاخری ساخته می‌شود که «الیور توئیست» و «بینوایان» از جمله آنهاست.

پارسایی در خصوص این فرآیند آوازی بیان کرد: ما دو انتخاب بیشتر نداشتیم؛ یا باید سراغ خوانندگانی می‌رفتیم که باید آموزش بازیگری می دیدند یا باید سراغ بازیگرانی می‌رفتیم که ذوق و هوش خوبی برای موسیقی داشتند. آقای قضات پیشنهاد کرد خوانندگان را بهتر می‌توانیم به بازیگری نزدیک کنیم، اما من با توجه به تجربه‌ام از کسانی استفاده کردم که در حوزه بازیگری با موسیقی آشنا هستند.

وی درباره افرادی که در این تئاتر همکاری می‌کنند، گفت: با گروه موسیقی و کر و بازیگران بخش کودک و نوجوان و مردم شهر ۱۶۰ تا ۲۰۰ نفریم. ما از ۱۱ صبح تا ۱۱ شب در چند مکان مختلف طی ۶ ماه تمرین می‌کردیم؛ یعنی گروه موسیقی، آوازی و حرکت بچه‌ها جدا کار می‌کردیم. حدود ۵ ماه پراکنده تمرین کردیم و یک ماه آخر را به صورت مستمر.

پارسایی با اشاره به مشورت‌هایی که برای این تئاتر صورت گرفته، بیان کرد: ما اتاق فکر ۱۵ نفره داشتیم که همیشه هم با ایده‌هایم موافق نبودند. زمانی متوجه نگرانی‌های آقایان قضات و کیارس شدم که ۲۰ روز به اجرا مانده بود و به کمک این دوستان به فهم صحیحی از کار موزیکال رسیدم. آقای کیارس گفتند که باید سراغ سازهای بادی بروم و پذیرفتم.

او خاطرنشان کرد: چالش ما با آقای قضات بیشتر بود و می‌گفتم ممکن است بچه‌ها از پس این کار بر نیایند و او می‌گفت مطمئن باشید که این اتفاق به درستی می‌افتد. او یک گروه آوازی حرفه‌ای داشت و همه آن‌ها را به درخواست من کنار گذاشت و پس از آن یک گروه ۴۰ نفره بازیگر کودک تحویل ما داد. آقای کیارس یکبار سر تمرین آمدند و آقای قضات را تحسین کردند که کارشان را به درستی انجام می‌دهند.

 

ضرورت شکل‌گیری تئاتر موزیکال 

قضات در ادامه در رابطه با چالشی که به وجود آمد گفت: تکلیف همه چیز در این پروژه مشخص بود، اما تکلیف من این بود که بچه‌های حیطه دیگری را بدون اینکه نت خوانی بلد باشند، به دنیای خودم بیاورم. چندین بار با سولیست‌ها کار کردیم و باید تغییر می‌دادیم. نُتی که دستم بود برای اجرای صحنه‌ای بود، اما از طرفی هم باید می‌گفتند خیلی باید شبیه ورژنی باشد که در تنظیم فیلم قرار دارد. فکر می‌کنم کار سختی بود، اما من به مدیریت خوب و اشتیاقی که در بچه‌ها دیدم، ایمان دارم.

وی تصریح کرد: فکر می‌کنم بعد از «الیورتوئیست» ما به شکل دیگری که در جهان کار می‌شود، بتوانیم ادامه دهیم. من خیلی روی چیزی که آهنگساز روی کاغذ مینویسد، تعصب دارم و باید پایبند به تلاش آهنگساز باشم.

کارگردان تئاتر «الیور توئیست» در خصوص این موضوع گفت: این یک کار پر هزینه و پرحاشیه با چشم اندازی روشن بود و هرکس سر تمرین می‌آمد به ما انرژی می‌داد.

پارسایی درباره هزینه‌های اجرای تئاتر «الیور توئیست» خاطرنشان کرد: فکر می‌کنم تا پایان اجرا چیزی حدود دو و نیم میلیارد تومان هزینه داشت. موسسه‌ای به نام «حریر هنر شرق» یک سوم این رقم را پرداخت کرد. به دلیل فروش زودهنگام بلیت و نوع پرداخت زودهنگام اجرا هزینه آن تأمین شد. من ریالی از بخش خصوصی دیگر یا دولتی دریافت نکردم و تنها یک اسپانسر تبلیغاتی داشتم که در سطح شهر بود. برای تبلیغ محصولات و دمنوش‌ها از بیلبوردهای تبلیغاتی استفاده کردند، اما ما دو سوپراستار داریم که از آنها استفاده کردیم که البته تمامی اعضای گروه تئاتر برای ما ارزشمند هستند. یک شرکت تبلیغاتی اگر بخواهد تبلیغ کند باید میلیاردها پرداخت کند و من نیز از حضور بازیگرانم استفاده کردم.

وی در پایان عنوان کرد: هزینه تولید، قیمت بلیت را مشخص می‌کند که چند شب اجرا و با چند بلیت داریم. زمانی که دو و نیم میلیارد خرج این نمایش کردیم، گاهی با محاسبات ذهنی غلط قضاوت می‌شود. طبیعی است که زمان و هزینه‌ای که صرف این نمایش شده بیشتر و قیمت آن هم بیشتر است. قیمت بلیت این نمایش اگر به نسبت هزینه باشد، حدود ۲۰۰ هزار تومان میشود. قیمت بلیت کنسرت در تالار وحدت ۱۲۰ تومان است و از نمایش خبری نیست، اما ما یک ارکستر و نمایش بزرگ داریم. قیمت بلیت برای روزهای اول نمایش در ردیف اول ۱۴۰ هزار تومان و در بالکن سه، ۴۰ هزار تومان بود. اکنون قیمت ۹۵ هزار تومان است، چون بنیاد رودکی به ما گفت که تسهیلات و امکانات، سالن و فضای تمرین می‌دهد و قیمت بلیت برای ردیف‌های ابتدایی از ۱۴۰ هزارتومان تبدیل به ۹۵ هزار تومان شد.

درآمد بانک‌ ها در سال ۹۷ چقدر خواهد بود؟

خبرگزاری ایسنا: پیش‌بینی‌ها بر این است که بانک‌ها سال آینده حدود ۸۵ هزار میلیارد تومان منابع کسب کنند.

در لایحه بودجه سال آینده و در بخش بودجه شرکت‌ها، بانک‌ها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت منابع و مصارف بانک‌ها به گونه‌ای پیش بینی شده که در بخش منابع درآمدهای آنها تا حدود ۸۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان می‌رسد. این درآمدها به اضافه سایر دریافتی‌ها که نزدیک به ۳۱۵ میلیارد تومان است در مجموع تا مرز ۸۵ هزار میلیارد تومان منابع در سال آینده را تامین خواهد کرد.

در بخش مصارف نیز بانک‌ها حدود ۸۲ هزار میلیارد تومان هزینه دارند که به آن باید ۶۲۴ میلیارد تومان مالیات و پرداخت ۱۲۴۸ میلیارد تومان به عنوان ۵۰ درصد سود ویژه را باید اضافه کرد.

بانک‌ها در سال آینده پیش بینی شده تا حدود ۱۲ میلیارد تومان سود سهام پرداخت کنند. در مجموع مصارف بانکی در سال بعد به ۸۵ هزار و ۵۸۵ میلیارد تومان می‌رسد که با کسر ذخیره استهلاک در هزینه‌های جاری که نزدیک به ۷۰۰ میلیارد تومان است منابع و مصارف آنها در رقم ۸۴ هزار و ۸۷۶ میلیارد تومان تراز خواهد شد.